همیشه از صفر شروع میشود
وقتی خودت را روی این خیابان آگهی کرده باشی
، تمام گاوهای پیشانی سفید لنگ می اندازند روی برهنگی ات
و تو هنوز به عدد یک نرسیده
پنهان میشوی زیر آگهی ها، زیر عکسهایت
!زیر عکسهایت
!بترس
"ترس نیز خود میدانیست که میتوان در آن جسور بود"
...بیا
،بیا از اینجا برویم
چه فرقی میان سرزمین هاست
"وقتی صدای پاهایت فریاد میزنند"
"این تو نیستی که راه میروی"